1- اولین اثری که از زنبور عسل بدست آمده فسیلی است متعلق به چهل میلیون سال قبل که در آن زنبور عسل در داخل صمغ درخت مبحوس شده و این فسیل در موزه زنبور عسل در شهر وایمار در آلمان نگهداری می شود.
2- اولین اثر نقاشی مربوط به زنبورعسل در یکی از غارهای اسپانیا بدست آمده که در آن شخصی را نشان می دهد که از داخل شکاف صخره های سنگی عسل بر می دارد . این اثر 1200 سال پیش به وسیله غار نشینان همان نقطه بر روی دیوار غار نقاشی شده و هنوز هم در آنجا به همان صورت باقی است.
3- آثار بدست آمده در مصر نشان می دهد که در این کشور 4000 سال پیش از میلاد مسیح زنبور داری در کندو های گلی و سفالی رسم بوده است.
4- حدود 2000 سال پیش از میلاد مسیح زنبورعسل در کشور سوئد وجود داشته . زیرا آثاری از آن در جنوب این کشور بدست آمده که فعلا در موزه تاریخ سوئد شهر استکهلم نگهداری می گردد.
5- ارسطو دانشمد معروف یونانی و معلم اسکندر در سال ۳۵۱ قبل از میلاد کتابی درباره زندگی زنبورعسل نوشت . این اولین کتابی است در تاریخ که درباره ی زنبورعسل نوشته شده است.
6- در سال 1851 یک آمریکایی به نام لانگستروت قابهای متحرک کندوی زنبورعسل را تعمیم داد و با این کار بزرگترین پیشرفت در تاریخ زنبورداری جهان را بوجود آورد بطوری که تمام اصول زنبورداری امروز روی پایه هایی قرار دارند که وی ایجاد کننده اش بود.
7- یک کندوی خوب در فصل فعالیت شدید ( در اطراف تهران اوایل خرداد ماه ) می تواند 80000 کندوی متوسط، 50000 زنبور داشته باشد . همین کندو معمولا در زمستان تعداد زنبور هایش به 9000 عدد یا کمتر تقلیل پیدا می کند.
8- زنبورعسل برای اینکه یک قاشق چایخوری عسل جمع کند بایستی فاصله ی برابر تهران تا برلین را طی کرده و در بین را دو میلیون بار روی گلها بنشیند.
9- از هر ۳ گرم شهدی که زنبورعسل از روی گلها جمع آوری می کند در کندو آنرا غلیط و تبدیل به 1 گرم عسل می نماید . برای غلیظ کردن شهد های جمع آوری شده در روز، زنبورعسل آنرا پس از غروب خورشید دوباره از داخل شان ها مکیده و وارد کیسه عسلی اش می کند . در آنجا کمی از آبش را جذب و مقداری دیاستاز برویش اضافه نموده ، داخل شان ها می گذارد . زنبور بعدا آن را مکیده و همین عمل را تکرار می کند . این کار آنقدر ادامه می یابد تا عسل به غلظت طبیعی خود برسد. در این وقت است که به سلولی که عسل غلیظ شده در آنجا انبار شده حمل و پس از پر کردن آن سرش را با موم می پوشانند.
10- یک زنبورعسل برای تهیه یک گرم عسل بایستی روی 6000 تا 8000 گل بنشیند و برای جمع کردن یک کیلوگرم عسل معادل هفت بار دور کره زمین پرواز می کند.
11- ملکه تخمهایی به وزن هر کدام 0.5 میلی گرم می گذارد یعنی وزن 2000 عدد آن فقط یک گرم می شود . این تخمها ۷۲ ساعت (۳ روز) پس از گذاشته شدن باز شده و لارو سفید رنگ هلالی شکلی به ورن 0.3 میلی گرم از آن خارج می گردد . لارو مزبور از غذا های فراوانی که فورا به وسیله زنبور های پرستار در اطرافش گذاشته می شود به مقدار زیاد خورده و بسرعت عجیبی رشد می کند، بطوری که 150 ساعت بعد از تولد از تخم وزنش 500 برابر، یعنی 155 میلی گرم می شود . وی برای اینکه بتواند این ازدیاد حجم فوق العاده را ممکن سازد چهار بار ( یعنی روزی یک بار) در همین مدت پوست می اندازد.
12- مدت لازم برای رشد زنبورعسل از تخم تا حشره کامل برای ۳ نوع زنبوری که در هر کندو وجود دارد به قرار زیر است . نوع زنبور تخم لارو سرباز لارو سر بسته جمع ملکه (3 روز حالت تخم، 6 روز حالت لارو و 7 روز حالت شفیره)، زنبور کارگر (3 روز حالت تخم، 6 روز حالت لارو و 12 روز حالت شفیره) و زنبور نر (3 روز حالت تخم، 6 روز حالت لارو و 15 روز حالت شفیره). یعنی برای ملکه 16 روز ، کارگر 21 روز و نر 24 روز می باشد .
13- لارو ها در روز های اول به علت رشد سریع به غذای زیادی احتیاج دارند، به همین دلیل تعداد زیادی از پرستار ها سرشان را به داخل سلولهایی که لارو ها در آن قرار دارند فرو برده و مواد غذایی لازم را که از غدد شیری آنها ترشح می شود به وسیله خرطوم به صورت مایع سفید رنگی در کنار لاروها می ریزند. این کار ممکن است تا 2000 بار در روز به وسیله زنبور ها ( البته فقط در روز های اول زندگی ) تکرار گردد .
14- زنبور کارگر پس از آنکه از سلولهایش به صورت یک حشره کامل خارج شد نمی تواند فورا پرواز کند ، بلکه بایستی مدتی را داخل کندو بکار مشغول گردد. وی از سیزدهمین تا هجدهمین روز پس از تولد به وسیله غدد زیر شکمی خود صفحات مومی بسیار کوچکی ترشح می نماید که وزن یک میلیون و دویست و پنجاه هزار عدد آن یک گرم می شود . موم ترشح شده را زنبور با پاها از زیر شکم جدا کرده، بدست ها داده و از آنجا به آرواره ها انتقال می دهد .سپس آنرا جویده و قسمتی از دیواره های شش ضلعی سلول را می سازد که بزودی محل تخم ریزی ملکه یا ذخیره گرده گل و یا عسل خواهد شد . ضخامت دیواره های این سلول در قسمت پایین یک بیستم میلیمتر و در بالا کمی بیشتر است.
15- قانون چهل روزی : مدت لازم برای تبدیل یک تخم به کارگر کامل ۲۰ روز است. کارگر کامل پس از تولد حدود 21 روز هم قادر به پرواز نبوده و این مدت را باید در داخل کندو و به خدمات مختلف از قبیل تمیز کردن حفره ها، پرستاری، موم سازی و دفاع در مقابل حشرات خارجی بپردازد. آنگاه می تواند آوردن بار از خارج به کندو را شروع کند . بنا بر این تخمی که از امروز گذاشته شد چهل دو روز بعد تبدیل به یک زنیور گرده یا عسل آور می شود . دانستن این مدت برای زنبوردار خیلی مهم است، زیرا زنبوردار که وقتی تقریبی شروع شکوفه های منطقه خودش را می داند خواهد توانست ملکه های جمعیت های خود را از چهل روز پیش یا کمی زودتر با دادن شربت تحریک به تخمگذاری کند تا هنگام باز شدن شکوفه ها جمعیت قوی بوده هم عسل بیشتری به کندو بیاورد و هم گرده افشانی درختان میوه را بهتر انجام دهد.
16- در سطح و حجم مساوی در ساختمان شش ضلعی نسبت به شکلها و حجم های دیگر ، هم کمترین مقدار مواد اولیه بکار می رود و هم اینکه از سایر شکلها محکمتر و مقاوم تر است. انتخاب حفره های شش ضلعی سلول در شان برای گذاشتن عسل سنگین وزن ( وزن مخصوص عسل 1.4 ) یکی از شاهکارهای درک محاسبات معماری و ریاضی این موجودات کوچک است. ملکه در این سلول ها تخم نر و کارگر می گذارد و کارگران شهد و گرده گل جمع آوری شده را در آن ذخیره می کنند.
17 – بهترین حرارت برای رشد لاروها ۳۵ درجه است . در حرارت های کمتر رشد لارو ها به کندی انجام میگیر . در صورت زیاد بودن حرارت نه تنها لارو ها خفه می شوند بلکه بدبختی خیلی بزرگی برایشان بوجود می آید که نتیجه اش معادل یک زلزله شدید در زندگی انسان است . بدین معنی که مومها و شانها در اثر گرما نرم و از قابها جدا شده روی کف کندو می ریزند . در لابلای شانها ملکه و تعداد زیادی از زنبور ها خفه می شوند . زنبورها با استفاده از عقل و وسایلی که طبیعت در اختیارشان گذاشته بر ضد این ناراحتی ها با کمال موفقیت می جنگند، بدین طریق که اگر حرارت داخلی کندو از۳۵ درجه تجاوز کند فورا عده زیادی از آنها در جستجوی آب به خارج کندو رفته و پس از بازگشت آب جمع آوری شده را با فشار زیاد از را خرطوم به صورت ذرات خیلی ریز در داخل کندو پخش می کنند . در همین موقع عده دیگری از زنبورها در نقطه ای ثابت ایستاده و پرهایشان را بسرعت به حرکت در آورده و به اصطلاح پر می زنند ( درست همان کاری که کولر های آبی در تابستان در منزل ما انجام می دهند ) این کار را آنقدر ادامه می دهند تا حرارت داخلی کندو را دوباره به ۳۵ درجه برسانند.
18- یک جمعیت متوسط در فصل فعالیت با تقریبا 30 هزار الی 40 هزار زنبورعسل سالانه حدود 30 لیتر آب ، 30 کیلو گرم گرده گل و 60 کیلو عسل برای مصرف داخلی خودش احتیاج دارد که آنها را از گل های درختان میوه و علوفه و … تامین می کند . بنابرااین اگر کندوی متوسط در آخر سال 30 کیلو عسل داد، در حقیقت زنبور ها 90 کیلو عسل جمع کرده بودند که 60 کیلوگرم آنرا مصرف کرده و 30 کیلوگرم باقیمانده را زنبور دار به عنوان محصول بر می دارد. یک جمعیت قوی ممکن است تا 50 کیلو گرده گل به کندویش حمل کند.
19- ارزش غذایی گرده گل های مختلف برای زنبور ها یکسان نیست بهترین گرده متعلق به گل بیدمشک است و بدترینش از درختهای برگ سوزنی مثل درخت سرو، کاج و … گرفته می شود. این حشره با تمام هوش و ذکاوتی که دارد قادر به تشخیص گرده خوب از بد نیست . بطور آزمایشی توانستند وی را حتی وادار به آوردن گرده ی ذغال نمایند.
20- زنبورعسل هنگام پرواز پرهایش را حدود 200 بار در ثانیه تکان می دهد و سرعت ظبیعی پروازش تقریبًًا 30 کیلومتر در ساعت با طور متوسط 500 متر در دقیقه است.
21- زنبورعسل حیوانی است که هرگز نمی خوابد زیرا تا کنون پدیده ای شبیه خوابدر وی دیده نشده، و در بهار و تابستان روزها شهد گلها را جمع آوریس و به کندوآورده و داخل سلول ها جمع می کند . شبها آنرا از سلولها مکیده در داخل عسلدانش غلیظ و تبدیل به عسل کرده و از راه جدار عسلدانش موادی به نام دیاستاز بر آن می افزاید . بنابراین عسل تنها شهد غلیظ شده گلها نیست، بلکه مواد دیگری نیز به وسیله بدن زنبور عسل بر رویش اضافه شده ، همین مواد اضافه شده هستند که به عسل ارزش فوق العاده ای می دهند . دیاستاز ها در مقابل گرمای شدید مقاومت نداشته و به همین دلیل عسل داغ شده فاقد ارزش بیولوژیکی است.
22- مقدار عسلی را که زنبورعسل در زمستان می خورد بطور متوسط باید 0.01 گرم برای هر زنبور حساب کرد که مصرف روزانه و زمستانه یک کندو با 10 هزار زنبور حدود 100 گرم می شود، دلیل این مصرف کم هم این است که در هوای سرد زمستانی ( وقتی که گرما کمتر از ۵ درجه بالای صفر باشد ) تمام وقت زنبورها به صورت یک گلوله دور هم جمع شده و گرمایی را که بدنشان با خوردن عسل تولید می کند داخل آن گلوله حبس می کنند بطوری که هر چه هوای خارج سرد و طاقت فرسا باشد در نزدیکی های مرکز گلوله گرما بین 18 تا 20 درجه خواهد بود . هر یک از زنبور ها در این گلوله یک حرکت دائمی از سطح به داخل و از داخل به سطح انجام می دهند ، بدینوسیله زنبور های داخل گلوله که گرم شدند جا برای زنبور های سرد شده سطح گلوله باز می کنند و بعد از گرم شدن اینها جریان دادامه می یابد . بر خلاف همه زنبور ها ملکه همیشه در نزدیکی های مرکز گلوله زندگی می کند و به سطح نمی آید .
23- در زنبور ها حس بخصوصی برای سنجش گرما وجود دارد که فوق العاده دقیق است. بطوری که حتی تغییرات 0.2 درجه گرما را براحتی تشخیص می دهند. برای مقایسه کافی است در نظر داشته باشیم که انسان تغییرات دو درجه را هم نمی تواند بخوبی تشخیص دهد . به کمک همین حس است که زنبور قادر است در بهار و تابستان حرارت داخلی کندو را در حوالی ۳۵ درجه ثابت نگهدارد.
24- ملکه که قدش کمی درازتر از کارگرهاست ( کارگر 15 میلیمتر و ملکه و زنبور نر 20 میلیمتر ) در تمام مدت زندگیش فقط دو بار از کندو خارج می شود . اولین بار برای پرواز جفت گیری و بار دوم موقع بچه دادن و مابقی زندگیش در داخل کندو به سر می برد و زمانی که درجه حرارت مساعد باشد تخمگذاری می کند.
25- ملکه در آب و هوای ایران مرکزی از اواخر بهمن یا اوایل اسفند ماه تخم گذاری را شروع کرده، و روز به روز بر تعداد تخم هایی که می گذارد می افزاید ( در شرایط آب و هوای کرج ) تا آنجا که در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد ماه ممکن است روزانه تا 2500 عدد تخم بگذارد که وزن تخمهای گذاشته شده در یک روز از وزن خود ملکه نیز زیادتر می شود . ( وزن هر تخم ملکه 0.5 میلی گرم است )
26- ملکه که تخم گذاری را از اواخر بهمن یا اوایل اسفد ماه آغاز می نماید ، همراه با طویلتر شدن روز بر تعداد تخم هایی که روزانه می گذارد، می افزاید تا در اول تیر به اوج خود برسد. و از آن به بعد باز هم با کوتاه شدن روز از تعداد ش مرتب می کاهد تا در حدود آبان ماه تخمگذاری را کاملاً قطع کند. در استان های شمالی ایران به علت ملایمت هوا در زمستان تخمگذاری قطع نمی گردد و اگر هم قطع شود مدتش خیلی کوتاه است. نتیجه اینکه تخمگذاری ملکه متناسب است با طول روز هر چه روز طویلترشود ملکه بیشتر و هر چه کوتاه تر شود ملکه کمتر تخم می گذارد البته محیط هم از لحاظ گل و دما باید حتما مساعد باشد.
27- زنبورعسل مزه های ترش، شیرین و شور را تشخیص می دهد ولی قادر به تشخیص مزه تلخ نیست
28- وزن یک زنبور معمولی حدود 80 میلی گرم است ، یعنی وزن 12 عدد زنبورکارگر حدود یک گرم است . وزن یک زنبور نر حدود 100 میلی گرم و در نتیجه 10 زنبور نر برابر یک گرم است . وزن یک ملکه در حال فعالیت حدود 250 میلی گرم ، یعنی هر 4 ملکه تقریبًا یک گرم وزن دارند . اگر تعداد تخمهایی را که یک ملکه جوان و فعال در اولین سال فعالیتش می گذارد 200 هزار عدد حساب کنیم بطور خیلی تقریبی وی تا اوایل فروردین ماه حدود 150 هزار تخم می گذارد . در فروردین حدود 30 هزار ، در اردیبهشت 350 هزار ، در خرداد 40 هزار ، در تیر 350 هزار و از آن به بعد ماهانه بطور متوسط 15 هزار تخم می گذارد تا تخم گذاری کاملاً قطع گردد.
تعداد تخم هایی که ملکه در ماه های مختلف سال می گذارد:
- فروردین 30000
- اردیبهشت 35000
- خرداد 40000
- تیر 30000
- مرداد 20000
- شهریور 15000
- مهر 10000
- آبان 5000
- آذر 0
- دی 0
- بهمن 0
- اسفند 15000
- جمع 200000
نتیجه می گیریم که اگر بخواهیم در بهار جمعیت های قوی داشته باشیم که بتوانند از گلهای درختان میوه هم عسل جمع کنند ، باید جمعیت ها را اواخر تابستان و اوایل پاییز یعنی تقریبا بلافاصله پس از برداشت آخرین محصول بطور مصنوعی با شربتی که از یک کیلوگرم شکر و یک لیتر آب و 200 گرم عسل درست می شود تقویت کنیم تا ملکه گول خورده و به خیال اینکه هنوز از خارج شهد وارد کندو می شود تعداد تخم هایی را که در روز می گذارد کم نکند. زیرا فقط همین تخم ها هستند که پس از تولد تمام زمستان تا اوایل بهار زنده می مانند. و جمعیت برای جمع آوری شهد و عسل در فروردین ماه به ملکه برای تخمگذاری مجدد در اسفند ماه قدرت می دهند.
29- کارگرانی که در بهار و تابستان متولد می شوند، پس از خروج از کندو های خود حدود 3 الی 4 هفته زنده بوده و برای کندویشان بار می آورند و پس از آن می میرند، ولی کارگرانی که از اوایل شهریور ماه یا دقیق تر بعد از فصل نرکشی تولد می یابند حدود 6 الی 8 ماه زندگی کرده، پاییز و زمستان را در داخل کندو گذرانده و در اوایل بهار پس از تولد اولین زنبور ها به تدریج می میرند.
30- زنبور نر معمولاً در حدود ۳ ماه زنده مانده و آزادانه به هر کندویی که دلش خواست می تواند وارد یا خارج گردد. کارگران هیچ کندویی مانع ورود و خروجش نمی شوند ولی از اواسط مرداد و اوایل شهریور ماه ناگهان وضع عوض شده و آنها را به هیچ کندویی راه نمی دهند. سربازان بدون ملاحظه به اسرار شدید نر ها برای دخول به کندو آنقدر مانع ورودشان می شوند تا از گرسنگی بمیرند. بدین طریق نرکشی شروع شده و انجام می یابد. فلسفه نرکشی را باید در حسابهای دقیق اقتصادی زنبور ها جستجو کرد، زیرا می دانیم که در پاییز و زمستان هرگز جفتگیری انجام نمی گیرد. نرها که جز جفتگیری کار دیگری انجام نمی دهند، وجودشان در پاییز و زمستان اگر زنده بمانند کاری جز خوردن عسل ندارند. کارگران با کشتن آنها از تعداد مصرف کنندگان آذوقه زمستانیشان می کاهند. بدین طریق جمعیت های زنبور عسل زمستان ها را همیشه بدون نر می گذرانند. اگر در پائیز و زمستان در جمعیتی تعدادی نر دیده شود حتما نقصی در آن کندو وجود دارد که باید جستجو، پیدا و رفع گردد.
31- ملکه حداکثر ۵ سال عمر می کند . در تمام مدت زندگیش معمولاً یک بار در صورت لزوم ۲ یا ۳ بار آنهم فقط در هفته اول زندگی پرواز جفتگیریش را انجام داده ودر همان پرواز ها حداقل با 12 زنبور نر جفتگیری می کند. نرهای در حال جفتگیری به علت انقباض شدید عضلات تنفسشان خفه شده و میمرند. اسپرم به داخل کیسه ذخیره اسپرمی که در بدن ملکه وجود دارد مکیده و تا مدت سه سال در تولید مثل از آن استفاده می شود.
32- هر چه قدرت تخم گذاری ملکه بیشتر باشد. جمعیتش قوی تر و پر محصول ترخواهد بود. از مجموع تعداد تخمی که یک ملکه در تمام مدت زندگیش قادر است بگذارد، 50 درصدش را در سال اول، 30 درصدش را در سال دوم زندگیش گذاشته وسرانجام 20 درصد بقیه را در سالهای بعد ( مثلا از قرار سالی حدود ۷ درصد ) می گذارد. نتیجه می گیریم که به نفع زنبوردار است که از هر ملکه حداکثر دو سال استفاده کرده و سال سوم بدون شک و تردید ملکه جوانتری را جانشین آن کند، در این حالت کندو همیشه پر قدرت و قوی و پر محصول خواهد ماند . بعضی ها ملکه را همه ساله عوض می کنند که خیلی بهتر از تعویض هر دو سال یک بار می باشد.
33- ملکه 4 تا 5 روز بعد از تولد به بلوغ می رسد و برای جفتگیری آمادگی دارد. اکثر ملکه ها در روز های بین ۵ تا ۷ روز بعد از تولد پرواز جفتگیری انجام داده و کیسه اسپرم خود را پر می کنند. اگر به دلیل شرایط بد جوی و یا موارد دیگر تا 20 الی 40 روز بعد از تولد ملکه نتوانست جفتگیری نماید. دیگر بدن او توانایی جفتگیریس را نخواهد داشت و اگر تخم گذاری را شروع کند فقط تخم نر میریزد.
34- شعاع پرواز زنبوران کارگر 4 کیلومتر است که زنبور به ندرت تا این اندازه از کندویش دور می شود. معمولاً سعی می کند که بیش از دو کیلومتر از کندویش فاصله نگیرد، ولی شعاع پرواز اقتصادی برایش فاصله های کمتر از 700 متری کندویش است. چون در اینحال مقدار شهدی که به کندو می آورد بیشتر است. این فاصله هر چه کمتر باشد بهتر است. زنبور نر تا شعاع 60 کیلومتری نیز دیده شده.
35- مقدار آب موجود در شهد های مختلف گلها متفاوت بوده و بطور متوسط 70 درصد است که زنبور ها پس از حمل آن به کندو با گرفتن مقداری از آبش آنرا غلیظ نموده و شهد را تبدیل به عسل می کنند در عسلی که در نقاط مرکزی ایران تهیه می شود حدود 16 الی 18 درصد آب و در عسلی که در استان های مرطوب شمالی ایران تهیهمی گردد حدود 24 درصد آب وجود دارد. زنبور ها در هوای اشباع شده شمال ایران قادر نیستند بیش از این آب آنرا تبخیر کنند، به همین دلیل عسل های شمال ایران رقیق ترند.
36- از جمله خواص عسل این است که ذرات آب موجود در هوا را بشدت به خود جذب می کند و در نتیجه رقیق می شود. بنابراین عسل را چه در شمال، چه در مرکز، چه در نقاط مرطوب و چه حتی نقاط خشک باید در ظروفی با سرپوش محکم نگهداری کرد. و گر نه ذرات آب موجود در هوا را کم کم بخود جذب کرده و مثل آب رقیق می گردد.
37- گرده گل سلول جنسی نر گیاه بوده و تعداد آن در گیاهان مختلف فرق می کند. بطور مثال هر گل قاصدک تقریبا دارای 240000 و گل فندق 4 میلیون گرده می باشد یک ذرت حتی 50 میلیون عدد گرده دارد. مقدار پروتئین در گرده گل های مختلف متفاوت بوده و بطور کلی بین ۷ تا ۳۵ درصد است. تنها گرده گل بیدمشک از این قاعده مستثناء است و مواد پروتئینی آن تا 51.2 درصد هم می رسد. این موضوع باعث اهمیت ویژه گرده گل بیدمشک نسبت به گرده خیلی از گل ها می گردد و به همین دلیل هم کاشت درختان بیدمشک در نزدیک زنبورستان ها همیشه توصیه می شود.
38- پنجره ملکه صفحه ای توری است که بین طبقه پایین و طبقه بالی کندو گذاشته می شود. فواصل بین دو میله 4.2 میلیمتر است. دلیل استفاده از آن در زنبورداری این است که ملکه قطر بدنش به علت تخمدان های فعال و بزرگش از 4.2 میلیمتر بیشتر بوده و در نتیجه نمی تواند از پنجره عبور کند و به طبقه بالا برود. بنابراین ملکه ناچار است فقط در طبقه پایین مانده و همانجا تخم گذاری کند. ولی کارگران که قطر بدنشان کمتر از 4.2 میلیمتر است خیلی راحت از این سوراخ ها عبور می کنند. بدین طریق کندو خود به خود به دو قسمت تقسیم می شود:
- طبقه پایین که ملکه برای تخمگذاری درآنجاست.
- طبقه بالا که ملکه به آنجا راه نداشته و تنها کارگرانند که می توانند به آنجا بروند. زنبور های نر هم به علت کلفتی بدنشان نمی توانند به داخل طبقه بالا راه یابند. طبقه بالا را گاه اتاق عسل می نامند. با در نظر گرفتن اینکه زنبورعسل عادت دارد که عسلش را همیشه در بالاترین نقطه کندو ذخیره کند، در طبقه بالا فقط عسل جمع می شود و ما هنگام برداشت محصول براحتی می توانیم عسل های طبقه دوم را برداریم، بدون اینکه باعث ناراحتی جمعیت گردیم.
40- تنه جمعیت هایی که در اواخر تابستان پس از برداشت آخرین محصول به کمک شربت تقویت شده اند و در پاییز و زمستان قوی و یا حتی خیلی قوی باشند ( مثلاً در اول بهمن ماه 8 قاب زنبور داشته باشند ) قادرند در اول بهار از گلهای درختان میوه یک محصول کامل عسل بدهند . چنین جمعیتی در تابستان ( درصورت وجود گل به اندازه لازم ) یک محصول دیگر هم می دهند . جمعیت های ضعیف شهد گل های درختان میوه را صرف ازدیاد داخلی، یعنی رشد خود کرده و دیگر قادر به جمع آوری عسل از آن نخواهند بود. در نتیجه مقدار محصول سالانه شان خیلی کمتر است.
41- قاب عسل که دو طرفش پر از عسل سر پوشیده باشد ، هر دسی متر مربعش( 10 سانتیمتر مربع ) حدود 230 گرم عسل دارد.
42- در هر موقع از سال که مقدار ذخیره عسل کندو کمتر از ۳ کیلو باشد، بایستی فوری به جمعیت آن تغذیه ی دستی داد. در غیر این صورت ملکه مقدار تخمگذاری را کم کرده و ممکن است حتی کاملاً آنرا متوقف کند. که نتیجه آن برای جمعیت ضعف و ناتوانی و برای زنبوردار بی محصولی یعنی خسران و زیان مالی است.
43- جمعیت قوی زمستانی به جمعیتی گفته می شود که در اواسط زمستان زنبورهای آن دو طرف 7 تا 8 قاب را بپوشانند که در این حالت تعداد زنبور هایش تقریبا معادل 9000 عدد خواهند بود.
44- قبل از شروع زمستان همه جمعیت ها باید تغذیه شوند. مقدار لازم برای تغذیه جمعیت ها متناسب با ضعف و قدرت آنهاست و برای یک جمعیت 7 تا 8 قابی مقدار 8 تا 10 کیلو گرم شکر لازم است.
45- بعد از برداشت آخرین محصول در مرداد یا شهریور ماه مقدار عسلی را که یک جمعیت که در زمستان 8 قابی باشد، بطور متوسط تا رسیدن اولین گلهای بهاری می خورند بطور خیلی تقریبی به قرار زیر است:
ماه مقدار مصرف عسل به گرم:
- مهر 500
- آبان 500
- آذر 500
- دی 500
- بهمن 1000 (شروع تخم گذاری) اسفند 2000 فروردین 5000
- جمعا 10 کیلو
46- وقتی گرمای هوا از 8 درجه بالاتر رفت، زنبور های کارگر از کندو بیرون آمده ،سریعا دفع مدفوع کرده و فوری به کندو بر می گردند. هنگامی که در اوایل بهار گرما به 14 درجه رسید زنبور ها، کندو ها را رها کرده و به جستجوی گرده و شهد می پردازند. در چنین حرارتی هنگام ظهر می توان کندو ها را خیلی سریع کنترل کوتاهی نموده و هر گاه نقصی دیده شد در دفترچه مخصوص همین کار یاداشت و در اولین فرصت بعدی رفع نقص نمود.
47- وزن مخصوص عسل 4 / 1 و PH آن 4 است.
وزن مخصوص موم (چگالی) 96/ 0 و سبکتر از آب است بطوریکه هرگاه یک قطعه موم را در آب بگذاریم در سطح آن شناور می گردد. نقطه ذوب موم ۶۳ درجه است.
وزن مخصوص زهر زنبورعسل 1/3 وPH آن 5/2 است. نقطه ذوب بره موم 83 درجه سانتیگراد است.
48- اندازه قاب کندو های متداول در ایران به قرار زیر است:
(نوع کندو -عرض قاب آن به میلیمتر – طول قاب آن به میلیمتر – شکل کندو)
- نرمال – 223 – 370 – مربع
- لانگستروت – 232 – 448 – مستطیل
- دادانت – 300 – 435 – مربع
49- قطر سلول های مومی کارگر 3 / 5 و سلولهای نر 9 / 6 میلیمتر و عمق هر دوی آنها 12 میلیمتر است. زنبور ها عمق سلولهایی را که داخلشان عسل می خواهند بگذارند تا 18 میلیمتر ممکن است برسانند.
50- تعداد زنبور هایی که دو طرف یک قاب یا شان نرمال را کاملا پر کرده اند 1500 عدد می باشد، یعنی هر طرف حدود 750 عدد است.
51- وزن مقدار گرده گلی را که هربار زنبورعسل با خود به کندو حمل می کند برابر نصف وزن خودش، یعنی حدود 40 میلی گرم است. وزن شهدی را هم که وی هر بار به کندو می آورد نیز در همین حدود است.
52- برای تشخیص عسل رسیده از عسل نارس قاب محتوی عسل را با دست چپ کمی کج گرفته و با دست راست ضربه ای محکم روی دست چپتان وارد کنید. اگر عسل بصورت قطراتی از قاب بیرون ریخت نارس بوده و اگر نریخت رسیده است. اعتقاد عامیانه ی مردم مبنی بر اینکه زنبور ها عسل رسیده را با موم می پوشانند و عسلی که سرش پوشانده نشده نارس است، صحیح نیست. زیرا نژاد هایی از زنبور عسل وجود دارند که اصلا سر سلولهای پر از عسل را هرگز نمی پوشانند.
53- زنبور سوراخ ها یا درزهای جدار کندو را که قطر یا پهنای آن از 4 میلیمتر کمتر باشد با بره موم و هر گاه بیش از 7 میلیمتر باشد با موم خالص مسدود می کند. سوراخ هایی که قطرشان بین 4 تا 7 میلیمتر باشد و همچنین سوراخ های کف کندو را دست نزده و به حال خودشان رها می کنند.
54- یک جفت تخمدان ملکه جمعا دارای 350 لوله است که در انتها آنها تخم تولید می شود. برای اینکه ملکه در شدت فعالیتش 2500 عدد تخم در یک شبانه روز بگذارد باید هر یک از این لوله ها در روز 7 عدد تخم درست کنند. بنابر این هر لوله یک تخم در سه ساعت و نیم می سازد.
55- زهری که از نیش زنبورعسل خارج می شود از لحاظ ترکیبات شیمیایی از خانواده ی زهرمار است، 20 عدد نیش زنبور در فاصله کوتاه قادر است یک انسان را بکشد. اسب حساسیت زیادتری نسبت به نیش زنبور عسل داشته و فقط با ۶ نیش تلف می گردد. زهر زنبور بر زنبوردارها موثر نیست چون بدن آنها بتدریج مصونیت پیدا می کند.
56- زنبور ها دو نوع پستانک یا سلول ملکه می سازند:
- وقتی که خود تصمیم به تعویض ملکه ضعیف یا ناقصشان بدون بچه دادن را بگیرند. (در اینحال پستانک را در وسط قاب درست می کنند.)
- هنگامی که بخواهند بچه بدهند. (پستانک یا پستانک ها را در حاشیه های قاب می سازند. البته معمولا در این شکل عمل گاهی هم تناقض دیده می شود.
57- در اواخر زمستان برای اینکه بدانید که در کندویتان ملکه وجود دارد و تخم گذاری را دوباره و پس از گذراندن دوره استراخت پاییزه و زمستانی از سر گرفته یا خیر، می توانید این کار را با نگاه کردن به سوراخ پرواز کندوی مورد نظر انجام داد. بدین طریق که اگر زنبورهای کارگر را در حال حمل گرده ی گل بوسیله دو پای عقبشان (سبد گرده) به کندو دیدید، مطمئن باشید که ملکه در حال تخم گذاری است. و دیگرباز کردن درب کندو و ناراحت کردن زنبور ها لزومی ندارد.
58- بر خلاف تصور عده ای (عسل مدفوع زنبور نیست)، بلکه زنبور شهد را بوسیله خرطوم و دهان از روی گل ها جمع و به کیسه ی عسلی که در داخل شکمش قرار دارد انتقال داده و پس از آنکه کیسه مزبور پر شد (ظرفیت کیسه عسلی 40 میلی گرم) به کندو برگشته، از راه دهان و خرطوم آنرا در داخل سلول های شش ضلعی شان ها خالی کرده و انبار می کند. بعد از آن زنبور هایی که قادر به بیرون رفتن نیستند و یا شب که همه زنبور ها در داخل کندو هستند. دوباره با خرطوم خود شهد را به داخل شکم مکیده و با جذب آب و شکستن قند های چند کربین به وسیله آنزیم های ترشحی از معده خود آنر را به عسلی تیره تبدیل می کنند و دوباره در همان سلول ذخیره می کنند.
59- رنگ و مزه و بوی عسل هیچ ارتباطی با نژاد زنبور ندارد، تنها به گلهایی بستگی دارد که زنبور شهد ها را از آنها جمع آوری می کند. مثلاً عسل اسپرس خیلی خوشمزه و عسل آفتابگردان بی مزه است و هر دو هم خالص هستند.
60- عسلی که شکرک بزند حتما خالص و عسلی که شکرک نزند ممکن است خالص یا ناخالص باشد. بطور کلی همه عسل های خالص شکرک می زنند ولی مدت لازم برای شکرک زدن عسل های مختلف با هم فرق می کند. بطور مثال عسل کلزا چند روز پس از استراکتور کردنش شکرک زده و عسل اقاقیا به چهار سال وقت احتیاج دارد تا شکرک بزند.
61- زنبورعسل فقط در حال پرواز قادر به دفع مدفوع است به همین جهت هرگز در داخل کندو مدفوع نمی کند مگر اینکه یک ماه یا بیشتر نتوانند کندویش را ترک نماید.
62- در فصل گل و شکوفه زنبور های کارگر که عسلدانشان پر از شهد یا عسل باشد می توانند به هر کندو که مایل باشند وارد شوند ولی قبل از خروج به وسیله سربازان محافظ بازرسی می شوند و تنها هنگامی به آنها اجازه خروج داده می شود که تمام عسل هایشان را داخل سلولها گذاشته و عسلدانشان را هنگام خروج خالی باشد.
63- زنبور نر هرگز نیش نمی زند چون اصلاً نیش ندارد.
64- هر گاه حیوان کوچکی مانند پروانه یا زنبور زرد وارد کندو شود زنبور های عسل به او حمله کرده، نیشش زده و آنرا می کشند. پس از کشتن هم جسدش را به خارج کندو حمل و در نقطه ای دور از کندو پرتاب می کنند ولی اگر حیوانی که وارد کندو شده بزرگ باشد مانند موش زنبور ها آنرا پس از نیش زدن و کشتن نمی توانن به خارج کندو حمل کنند. برای اینکه جسد مزبور در کندو نگندد و باعث تعفن نگردد وی را مومیایی می نمایند . بدین طریق اگر آن جسم سالها در کندو اقی بماند هرگز نپوسیده و بویی از خود نخواهد داد.
65- همه زنبور های بچه به محض خروج از کندو همراه ملکه شان، تمام خاطرات مربوط به کندوی سابق از مغزشان شسته می شود بطوری که زنبورها دیگر قادر به بازگشت به کندویشان نیستند. تنها وقتی که ملکه شان به دلیلی کشته شود یا ما عمدًا ملکه را از داخل بچه برداریم خاطرات کندوی سابق دوباره به مغزشان برگشته و می توانند به کندوی خود برگردند.
66- قدرت بینایی زنبورعسل خیلی ضعیف تر از قدرت بینایی چشمهای یک انسان سالم می باشد و معادل قدرت دید انسانی است که خیلی نزدیک بین باشد و بخواهد جسمی را از دور بدون عینک ببیند.
67- درباره تشخیص رنگ های مختلف، بوسیله زنبورعسل عده زیادی از دانشمندان تحقیقات جالبی انجام داده اند، بطوری که امروزه قادریم جواب های قاطعی به این موضوع بدهیم.
68- زنبورعسل دارای ۵ عدد چشم است، دو عدد چشم مرکب که در دو طرف سر قرار داشته و در زنبور نر هر یک تقریبا از 10000 چشم ساده و در کارگر و ملکه هر یک 5000 چشم ساده تشکیل می شوند. و بعلاوه 3 عدد چشم ساده که در وسط پیشانی هایشان قرار دارد.
69- بره موم در زندگی زنبورعسل همان نقشی را بازی می کند که الکل در زندگی ما دارد، یعنی مثل الکل خاصیت میکروب کشی دارد و زنبورها از آن به همین منظور استفاده می کنند. بعلاوه همانطوری که قبلاً هم گفتیم زنبورعسل با بره موم همه درز ها و سوراخ های جدار کندو را که قطرشان کمتر از 4 میلیمتر باشد پر کرده و مانع ورود هوا به کندو می شوند.
70- زنبورعسل در برابر جریان هوا (باد) عاجز است. در حالی که بزرگترین سرما را در داخل کندو تحمل می کند، کوچکترین جریان هوا می تواند بتدریج تمام زنبورهای یک جمعیت را نابود کند.
71- گوش یا وسیله شنوایی زنبورعسل روی پاهایش قرار داشته و به کمک آن می تواند بعضی از صداها را گرفته و تشخیص دهد.
72- حس بویایی و لامسه زنبورعسل در شاخک های آن قرار دارند. زنبورعسل به کمک شاخک های خود می تواند راه خود را در داخل کندو و با لمس کردن پیدا کرده و دائما بوی ملکه را نیز دریافت کند.
73- آزمایش هایی که برای محاسبه و اندازه گیری همه ی عواملی که گرده افشانی گلهای درختان میوه و انواع شبدر ها انجام شده نشان داده که بطور متوسط 1 درصد مجموع گرده افشانی ها را باد و 6 درصد ش را همه ی حشرات منهای زنبورعسل و 93 درصد باقیمانده را زنبورعسل به تنهایی انجام می دهد.
74- زنبورعسل برای اینکه یک کیلو موم ترشح کند باید حدود 8/5 کیلو عسل بخورد.
75- زنبور داری در زمان هخامنشیان در ایران بسیار رایج بوده و بجای شکر از عسل در ساختن شیرینی های مختلف استفاده می کردند.
76- بهای یک من (۶ کیلو) عسل در زمان سلطنت کریمخان زند 600 دینار بوده (یک ریال یا یک قران معادل 6000 دینار بوده.)
77- یک جمعیت معمولی سالانه حدود 200 گرم و یک جمعیت خوب تقریبا 400 گرم و حداکثر 500 گرم موم تولید می کند.
78- یک ملکه متوسط در اولین سال زندگیش حدود 170000 عدد تخم می گذارد.
79- شهر کوچک و 6000 نفری خوانسار دارای 21000 کندوی زنبورعسل است ( سال 1345) اگر افراد هر خانواده در این ناحیه را بطور متوسط 6 نفر حساب کنیم به هر خانواده 21 کندو و یا اینکه به هر نفر 3/5 کندو می رسد. چنین نسبتی در هیچ یک از شهر های اروپا و آسیا و شاید هم در سایر نقاط جهان دیده نمی شود. از این لحاظ خوانسار یک حالت استثنایی دارد و افتخاری است برای شغل زنبورداری ایران.
80- مقدار موم خالص براساس ساخت هر دیواره ۵۱ الی ۶۱ گرم است. مصرف کردن مقدار زیاد تر موم برای هر دیواره ، دلیل ناشی بودن سازنده آن است.
81- تعداد کرومزوم های ملکه و کارگران هر کدام ۳۲ عدد و تعداد کروموزوم های زنبور نر فقط 16 عدد است.
82- از هر شان حداکثر 3 سال می توان در کندو استفاده کرد. بعد از این مدت شانها بیش از حد سیاه شده و بصورت محلی مساعد برای زندگی و ازدیاد انواع و اقسام میکروب ها و ویروسها در می آید. بنابر این هر سال حدود 33 درصد شان های موجود در همه کندوهای زنبورستان باید عوض و ذوب و تصفیه گشته و در بهار به وسیله دیواره ها جانشین گردند.
83- هر جمعیتی که بچه بدهد معمولا در آن سال عسل کمی خواهد داد و یا حتی خیلی از مواقع اصلا عسل نمی دهد. ولی اگر یک محصول تابستانی و بویژه محصول پاییزی مثل اسپرس و یا آویشن (در دامنه های کوه دماوند) وجود داشته باشد، در آن حال وضع به کلی عوض می شود. جمعیت می تواند هم در بهار بچه و هم در آخر سال عسل بدهد. در چنین شرایطی اغلب بچه نیز محصول عسل کوچکی جمع می نماید.
84- آنچه یک جمعیت زنبورعسل برای زندگی به آن نیاز دارد عبارتست از:
آنچه جمعیت برای قوی شدن بدان نیازمند است علاوه بر سه عامل مذکور عبارتست از:
- ملکه جوان
- استعداد نژادی جمعیت
علاوه بر ۵ عامل گفته شده عبارت است از:
- زنبوردار با تجربه
- چند مهاجرت در هر سال با جمعیت ها به نقاط پر گل.
85- هرگاه تعداد زنبور های یک جمعیت 15000 بود و این جمعیت در روز 1 کیلو عسل تولید کرد، وقتی که تعداد زنبور های همین جمعیت به 2 برابر یعنی 30000 رسید، مقدار عسلی که معمولا جمع می کند 2 برابر نیست بلکه سه برابر، یعنی 3 کیلو گرم درروز خواهد بود.
86- هنگامیکه می خواهیم سن ملکه را حساب کنیم سال تولدش را حساب نمی کنیم.
87- برای داشتن یک زنبورستان پر محصول 4 عامل زیر لازم است :
- هوای خوب و مساعد
- گل های فراوان
- جمعیت های فعال و سالم
- مهارت و تجربه زنبوردار
88- جمع آوری عسل بهاره را زنبور با گل بید مشک معمولاً شروع و با گل اقاقیا به پایان می رساند. گلهای همه درختان میوه عسل بهاره تولید می کنند. جمع آوری عسل تابستانی و پاییزی را زنبورعسل بعد از گل اقاقیا شروع و در شرایط ایران مرکزی و غربی با گل آویشن ختم می نماید.
89- هر چه از شمال کره زمین به جنوب برویم قد نژاد های مختلف زنبورعسل کوچکتر و بر عکس خرطومشان درازتر می گردد. بطور مثال درازی خرطوم نژاد زنبورعسلی که در شمال سیبری زندگی می کند 5/7 میلیمتر و درازی نژاد قفقازیه 7/3 میلیمتر است. زنبور های خرطوم دراز می توانند از یک تعداد از گلها شهد جمع کنند که زنبورهای خرطوم کوتاه نمی توانند. بنابراین هر چه خرطوم درازتر باشد محطول می تواند زیادتر باشد.
90- نژاد های زنبورعسل مناطق شمالی جهان حداکثر فاصله ای را که به کمک رقص می توانند به سایر زنبور های کندوی خودشان نشان بدهند 500 متر است و حال آنکه نژاد های زنبورعسل مناطق جنوبی معمولاً تا فاصله 3 کیلومتری و در حالت استثناء تا 11 کیلومتری را نیز نشان می دهند.
91- برای جلوگیری از فرار بچه زنبوری که روی شاخه نشسته اند، با یک آبپاش به طرز ملایمی رویشان آب می ریزند. بالهای زنبورها خیس شده و نخواهند توانست پرواز کنند. ولی شما هم باید هر چه زود تر به کمک یک کندوی خالی و یا سبد، بچه ها را بگیرید و زیاد روی شاخه ها معطلش نکنید.
92- هر گاه گل در منطقه ای که کندو ها قرار دارند تمام شد و یک هفته بعد یا کمی دیرتر انتظار گلهای دیگری را داشت باشید، در این یک هفته می توانید جمعیت ها را با شربت یک به یک (1 کیلو شکر با 1 لیتر آب ) یا شربت های قندی هر شب به مقدار نیم الی یک لیتر تغذیه کنید تا کمبود شهد باعث توقف تخمگذاری ملکه نگردد. چون دوباره وادار کردن ملکه به تخمگذاری کار مشکلی است و توقف تخمگذاریش به جمعیت صدمه می زند.
93- بعد از مهاجرت یا کوچ وقتی سوراخ پرواز کندو را باز کردید، معمولا زنبور ها در روز اول 40 متر و روز دوم تا 1000 متر از کندویشان دور می شوند. از روز سوم فواصل بیشتری را هم می توانند طی کنند. البته این در صورتی است که هوا خوب باشد. در هوای نامساعد حداکثر 300 متر از کندویشان فاصله میگیرند.
94- ملکه و زنبور کارگر هم پدر دارند و هم مادر ولی زنبور نر پدر ندارد فقط مادر دارند چون ملکه زنبورهای نر را از راه باکره زائی تولید می کند.
95- برای طویل تر کردن مدت گل دادن گیاهان یکساله در آب و هوای مساعد، می توان بذرشان را در فواصل زمانی متفاوت کاشت، مثلا هر 10 رئز مقداری از بذرشان را بکاریم. طویلتر کردن مدت گل دادن یک گیاه معادل است با طویلتر کردن مدت بهره برداری از شهد گل بوسیله زنبورعسل و در نتیجه بالابردن مقدار محصول عسل در هر کندو می باشد.
96- برای طویلتر کردن مدت گل دادن گیاهان چند ساله مثل درخت ها باید آنها را در ارتفاعات مختلف و با آب و هوای متفاوت کاشت. مثلا تا آنجایی که ممکن باشد، هم در منطقه سردسیر و هم در نقاط نسبتا گرمسیر.
97- برای طویل کردن مدت گل دادن یک گیاه چند ساله بخصوص در یک منطقه معین، باید انواع زودرس، میان رس، و دیر رس همان گیاه را در آن منطقه کاشت.
- مثلاً سیب های زود رس، میان رس و دیر رس را که همه ما می شناسیم زمان گل دادنشان با هم (البته فقط چند روز) تفاوت دارد.
98- طویلتر کردن دوران گل دادن یک منطقه به مدت 8 روز معادل است با مقدار زیادی اضافه محصول برای زنبوردار.
99- زنبور برای اینکه کیسه عسلش را با شهد پر کند باید روی 100 الی 500 گل بنشیند و از شهد شان بمکد.
100- یک ملکه خوب هنگامیکه مشغول فعالیت زیاد تخمگذاری است در هر 24 ساعت معادل 4/25 برابر وزن خودش غذا می خورد.
101- وزن یک کارگر معادل 0/125 گرم است بنابراین وقتی بچه ای به وزن یک کیلو گرم گرفته اید، در این بچه حدودا 8000 زنبورعسل وجود دارد.
102- یک جمعیت قوی که دارای 50000 کارگر باشد، در صورت وجود گل کافی، می تواند روزانه تا 3 کیلو عسل تولید کند.